📝 علی محمدمرادی/ هر ساله با نزدیک شدن به نوروز و ورود به سال جدید، خانههای ایرانی عطر بهار میگیرد و سفرههای هفتسین مهیای میزبانی از سال نو میشود. یکی از ارکان اصلی این سفره، «سبزه» است؛ نمادی از رویش، زندگی و امید. رسمی دیرینه که نسل به نسل منتقل شده و ریشه در فرهنگ کهن ایرانیان دارد. اما در کنار زیبایی و معنای نمادین این سنت، پرسشی جدی ذهن را درگیر میکند: آیا تا به حال اندیشیدهایم بهای واقعی این سبزیِ چندروزه چیست؟
در اسفندماه، میلیونها خانواده ایرانی با ریختن مقداری گندم، جو یا سایر حبوبات در ظرفی کوچک، سبزه نوروزی خود را آماده میکنند. دانههایی که میتوانند نان سفرهای باشند یا خوراک خانوادهای نیازمند، تنها برای چند روز سبز میشوند و سپس در روز سیزدهم فروردین، موسوم به سیزدهبدر، در طبیعت رها میگردند. اگر هر خانواده تنها ۲۰۰ تا ۳۰۰ گرم گندم یا جو مصرف کند، در مقیاس ملی با جمعیتی میلیونی، چه حجم عظیمی از این محصولات کشاورزی از چرخه مصرف غذایی خارج میشود؟
در شرایطی که کشور با چالشهای اقتصادی، محدودیت منابع آب، خشکسالیهای پیاپی و هزینههای بالای تولید محصولات کشاورزی روبهروست، آیا رواست که این میزان از گندم و جو – که تولید هر کیلوگرم آن هزاران لیتر آب مصرف میکند – تنها برای یک آیین چندساعته به هدر رود؟ این در حالی است که دولت برای تأمین گندم مورد نیاز کشور، هزینههای هنگفتی پرداخت میکند و حتی در برخی سالها ناگزیر به واردات میشود.
از سوی دیگر، مسئله تنها به هدررفت مواد غذایی ختم نمیشود. در روز سیزدهبدر، شاهد صحنههایی هستیم که با فلسفه «طبیعتدوستی» این روز در تضاد است. سبزهها روی سقف خودروها، کاپوت یا صندوق عقب قرار میگیرند و گاه در همان کوچهها و خیابانها رها میشوند؛ چهره شهرها را نازیبا میکنند و نمادی از بینظمی میشوند. آن دسته از سبزههایی هم که به دل طبیعت میرسند، در بسیاری موارد در کنار رودخانهها، پارکها و مراتع رها شده و با انباشت زبالهها، سیم و روبانهای تزئینی، به آلودگی محیطزیست دامن میزنند.
فرهنگ نوروز، فرهنگی پویا و زنده است؛ سنتی که همواره در طول تاریخ با شرایط زمانه تطبیق یافته است. امروز نیز زمان آن رسیده که با نگاهی مسئولانهتر، در شیوه اجرای برخی آیینها بازنگری کنیم. آیا نمیتوان به جای مصرف گندم و جو خوراکی، از بذرهای غیرخوراکی یا گیاهان دائمی استفاده کرد؟ آیا نمیتوان سبزههای مصنوعی یا تزئینی با کیفیت بالا تهیه کرد که هر سال قابل استفاده باشند و هم به اقتصاد خانواده کمک کنند و هم از هدررفت سرمایه ملی جلوگیری شود؟
از منظر اقتصادی، اگر هزینه خرید حبوبات، ظرف، آب و سایر ملزومات سبزه را محاسبه کنیم، هر خانواده سالانه مبلغی را صرف چیزی میکند که عمر آن کمتر از دو هفته است. در مقیاس ملی، این رقم به میلیاردها تومان میرسد؛ سرمایهای که میتواند در مسیرهای مولدتری هزینه شود. از منظر اجتماعی نیز فرهنگسازی در این حوزه میتواند نمادی از مسئولیتپذیری جمعی و احترام به منابع عمومی باشد.
بیتردید هدف این یادداشت، نفی سنتهای اصیل ایرانی نیست. نوروز و آیینهای آن بخشی از هویت ملی ماست؛ هویتی که حتی در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شده است. اما همانگونه که خانهتکانی پیش از عید نمادی از پاکسازی و نو شدن است، شاید زمان آن رسیده باشد که در برخی عادتهای نادرست نیز خانهتکانی فرهنگی انجام دهیم.
سبزه، نماد زندگی است؛ اما زندگی واقعی در گرو حفظ منابع، احترام به نعمتها و پرهیز از اسراف است. اگر بتوانیم با اندکی تأمل و تغییر رفتار، از هدررفت گندم و جو جلوگیری کنیم، بیتردید نوروزی مسئولانهتر و آیندهای سبزتر خواهیم داشت. شاید سبزهای که امسال نکاشتیم، نانی شود بر سفرهای که به آن نیازمند است.
#اخبار_ایلام #پایگاه_خبری_رصد_ایلام #سبزه_نوروز #هدررفت_گندم #سیزده_بدر #فرهنگ_سازی #محیط_زیست #آخرین_اخبار_ایلام
















