📝 علی محمدمرادی-این روزها حال بازار، بازتاب روشنی از حال مردم است. سفرهها کوچک شدهاند و نگرانی به جزء ثابت زندگی روزمره تبدیل شده است. مردم با اقتصادی روبهرو هستند که دیگر توان پیشبینی ندارد و هر صبح با برچسب قیمت تازهای بیدار میشود.
در چنین شرایطی، تصمیمهای یکشبه مسئولان ارشد کشور نه درمان درد بود و نه تسکین زخم. این تصمیمها، فشار مضاعفی را به معیشت مردم تحمیل کرد. حذف ارز ترجیحی، بدون آمادهسازی افکار عمومی و بدون بسته حمایتی مؤثر، بازار را به مسیر التهاب برد.
امروز روغن و بسیاری از اقلام خوراکی، با افزایش سرسامآور قیمت مواجه شدهاند. روغن دیگر کالای ساده سفره نیست؛ به کالایی لوکس نزدیک شده است. مقایسه روغن با طلا، شوخی تلخی است که مردم هر روز با آن زندگی میکنند. این وضعیت نتیجه مستقیم بیتدبیری و ضعف مدیریت اقتصادی است.
در این میان، یک پرسش جدی ذهن افکار عمومی را درگیر کرده است: آیا همه این اتفاقات فقط محصول ناتوانی مدیریتی است؟ یا جریانی پنهان، آگاهانه به التهاب بازار و عصبانیت جامعه دامن میزند؟ وقتی هیچ سیاستی به ثبات منجر نمیشود، این تردید طبیعی به نظر میرسد.
مسئولانی که با امضای شبانه، مسیر بازار را تغییر میدهند، باید به پرسشهای ساده اما مهم پاسخ دهند. آیا فردا در شهر ایلام میتوان فلافل را با قیمت دیروز خرید؟ آیا نان، صمون، شیرینی و دیگر اقلام وابسته، در برابر موج گرانی سکوت میکنند؟ یا باز هم افزایشها زنجیروار ادامه مییابد؟
دولت و مجلس باید شفاف سخن بگویند. مردم دیگر تاب آزمون و خطا ندارند. ادامه این روند، اعتماد عمومی را فرسودهتر میکند و فاصله میان مردم و تصمیمگیران را عمیقتر میسازد.
امروز کشور بیش از هر زمان به تدبیر، شجاعت در اصلاح مسیر و صداقت با مردم نیاز دارد. بازار را نمیتوان با دستور آرام کرد. معیشت مردم را نمیتوان قربانی تصمیمهای عجولانه کرد. اگر این واقعیت درک نشود، تبعات اجتماعی و اقتصادی آن، بسیار سنگینتر از امروز خواهد بود.














