📝علی محمدمرادی – حکایت «روباه و زاغ» از ادبیات کهن پارسی، داستانی است که هر یک از ما در کودکی شنیدهایم؛ زاغی که با پنیری در منقار بر شاخهای بلند نشسته و روباهی که با زیرکی و چاپلوسی، پنیر را از او میرباید. این داستان ساده اما پرمغز، گویی میتواند تصویری از روابط پرتنش و پیچیده ایران و آمریکا در میدان دیپلماسی باشد.
در این تشبیه، ایران را میتوان به زاغی دانست که داراییهای ارزشمند خود—برنامه هستهای، استقلال سیاسی و نفوذ منطقهای—را در دست دارد و با احتیاط بر شاخه بلند سیاست خود ایستاده است. در مقابل، آمریکا در نقش روباه ظاهر میشود؛ روباهی که با ابزارهای دیپلماتیک، تحریمهای اقتصادی و وعدههای فریبنده، در پی خلع سلاح ایران از مواضع استراتژیک خود است. اما آیا این حکایت به همان سادگی داستان ازوپ پیش میرود؟
مذاکرات ایران و آمریکا، از گفتوگوهای پنهانی در عمان تا مذاکرات مستقیم منتهی به برجام و اکنون احتمال مذاکرات غیرمستقیم در سال ۱۴۰۴، مسیری پر از فراز و نشیب را طی کرده است. ایران، مانند زاغی که از تجربههای تلخ گذشته درس گرفته، دیگر بهراحتی فریب تعریفها و وعدههای روباه را نمیخورد. تاریخچهای پر از تنش—از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا ترور سردار سلیمانی—بیاعتمادی عمیقی را در دل ایران کاشته است. این بیاعتمادی باعث شده که ایران در مذاکرات با احتیاط بیشتری عمل کند و بهدنبال تضمینهای محکم و قابلاتکا باشد.
از سوی دیگر، آمریکا با تکیه بر ابزارهای فشار مانند تحریمها، گاه با تهدید و گاه با پیشنهاد مذاکره، تلاش میکند ایران را به پای میز گفتوگو بکشاند. اما این روباه دیپلماتیک نیز دریافته که زاغ امروزی، دیگر آن پرنده سادهلوح حکایت نیست. ایران بارها اعلام کرده که مذاکره از سر ذلت را نمیپذیرد و هرگونه توافقی باید بر پایه احترام متقابل و رفع کامل تحریمها باشد.
شاید پایان این حکایت مدرن با نسخه کلاسیک آن متفاوت باشد. در داستان روباه و زاغ، روباه با ترفند خود پنیر را میرباید و زاغ را دستخالی میگذارد، اما در دنیای واقعی، نتیجه مذاکرات به هوشیاری و زیرکی هر دو طرف بستگی دارد. آیا ایران میتواند پنیر خود را حفظ کند و روباه را ناکام بگذارد؟ یا آمریکا با ترفندی جدید، خواستههای خود را به کرسی مینشاند؟
به نظر من، آنچه در این میان اهمیت دارد، درس گرفتن از گذشته و حفظ هوشیاری در برابر ترفندهای دیپلماتیک است.
ایران باید با تکیه بر تجربههای پیشین، بازی را با احتیاط بیشتری پیش ببرد و از داراییهای خود با تمام توان محافظت کند. پاسخ این پرسشها در گذر زمان و در پیچوخم دیپلماسی روشن خواهد شد، اما آنچه مسلم است، این است که هر دو طرف—چه زاغ و چه روباه—از تجربههای گذشته آموختهاند و این بازی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند دقت و هوشمندی است.
















