نورمحمدی / بمیرم برای بالهای خیس کبوتر شهرمان که تا کجا ناباورانه کوچ پرواز نموده و هم اکنون با بالهای خیس آغشته به گل و لای جسد بی جانش را پیدا کردیم،
مرگ ناگهانی هر انسانی درد آور و حزن انگیز است،مرگ اولاد دردناک تر است از هر مرگی،
غم انگیز تر مرگ دختر،دختر نور خانه،هدیه خدا در هر خانه ای…..
عزیز دلم نمیتوانم بگویم روحت شاد،قطعا روحت سبکبال و شاد است،این مائیم که غمگین و ناشاد و افسرده ایم.
تو کوچک سال بودی اما غمت به وسعت ایران بزرگ بود ،۲۴ ساعت تلاش و جستجو ،فارغ از اینکه روح نازنینت عاشقانه و سبکبال زیر باران و سیل و بوران در آسمان تیره ایلام و منزل پدریت پرسه میزد و ما غافل از حال خویشتن.
انالله و انا الیه الراجعون،راضی به رضای حق ،حتما سرنوشت غنچه ای زیبا مثل تو باید چنین میشد،و در پایان از خداوند منان عاجزانه طلب داریم که صبری فراتر از صبر فقدان کوچک قامتان و بزرگان دشت کربلا به پدر ،مادر و بستگانت عطاء نماید،
بدون شک ما هم در این غم بزرگ ، شریک خانواده ات هستیم و بیادتیم، و این را بدان عزیز معصوم دیگر دلمان از ابر و باران ،هر چند که زیبا هم ببارد به وجد نمی آید….و در مقابل دلمان ابری و چشمانمان بارانی می شود در سوگ کبوتر کوچک و پر شکسته مان….















