✏️سیدصادق نجات/ در دل میدان نفتی دانان در شهرستان دهلران استان ایلام، جاییکه نفت از دل خاک بیرون میجوشد، صدای کارگرانی به گوش میرسد که ماههاست نه مزد زحمت خود را دیدهاند، نه بیمهای دارند و نه امیدی به فردا. ۳۳ نیروی پروژهای که ماهها برای آمادهسازی ۱۱ حلقه چاه نفتی این میدان استراتژیک زحمت کشیدند، حالا شش ماه است که بدون حقوق، بدون بیمه، و مهمتر از آن، بدون پاسخ مشخصی از سوی هیچ مقام مسئولی، رها شدهاند.
این پروژه توسط شرکت مپنا انجام شد و پس از تکمیل، چاهها تحویل شرکت نفت و گاز غرب شد. اما نیروی انسانیاش، آن ۳۳ نفری که جان گذاشتند و کار را به پایان رساندند، بلاتکلیف ماندند؛ بیحقوق، بیبیمه، بیپناه.
پس از ثبت مطالبه در فارس من و پیگیریهای خبرنگار خبرگزاری فارس در ایلام، این نیروها پس از ماهها اعتراض، مکاتبه، تجمع و سفر به تهران، نهایتاً تنها حقوق دو ماه آن هم بدون بیمه دریافت کردهاند. آنهم به شرط امضای تعهدنامهای که در آن قید شده بود «مطالبه بیمه نکنند!»؛ تعهدی تحمیلی که تنها به دلیل فشار معیشتی پذیرفته شد. وقتی نان سفره فرزندت در گرو امضای یک برگ کاغذ باشد، حق و قانون دیگر مفهومی ندارد.
نیروها در نخستین گام دست به تجمع در خود میدان دانان زدند. وعده مسئول حراست نفت و گاز غرب کشور مبنی بر «پیگیری و حل مشکل در یک هفته» باعث شد اعتصاب را پایان دهند، اما پس از یک هفته هیچ خبری نشد.
در مرحله بعد، تجمع مقابل فرمانداری دهلران صورت گرفت. فرماندار دهلران با مدیرعامل شرکت نفت و گاز غرب تماس گرفت و قول پیگیری داد. اما باز هم همه چیز در حد همان «قول» باقی ماند.
تجمع این کارگران در دفتر امام جمعه دهلران هم نتیجهای نداشت.
آنها حتی راهی تهران شدند و با پیگیری چراغی، نماینده جنوب ایلام در مجلس شورای اسلامی، موفق به برگزاری جلسه با معاون پارلمانی وزیر نفت در وزارتخانه شدند. اما نتیجه باز هم فقط «قول پیگیری» بود.
یکی از این کارگران در گفتوگو با خبرنگار فارس گفت: ما شش ماهه است حتی یک ریال هم نگرفتیم. شرمنده زن و بچه ها شدیم. اگر کسی میتواند فقط یک شب بدون پول و غذا زندگی کند، بیاید جای ما.
این بلاتکلیفی و بیپاسخیهای پیاپی، زندگی این ۳۳ نیروی پروژهای را به مرز فروپاشی کشانده است. بسیاری از آنها ماههاست از تأمین حداقل معیشت ناتوان ماندهاند. اجارهخانه، درمان، آموزش فرزندان و حتی نان شب برای برخی به چالشی بزرگ بدل شده و در چند مورد، خانوادهها دچار تنشها و بحرانهای جدی شدهاند. کارگرانی که روزی امید توسعه دانان را در دل داشتند، حالا در معرض فروپاشی روانی و خانوادگیاند؛ بیآنکه نهاد یا مسئولی مسئولیت وضعیت وخیم امروز آنها را بپذیرد.
کارگر دیگری گفت: تو این مدت نه مدرسه بچههایمان رفتیم، نه عروسی، نه عزا. فقط دنبال پول خودمان بودیم. یعنی گرفتن حق، اینقدر سخت است؟
سومی گفت: در تهران، معاون مدیرعامل نفت مرکزی به ما گفت از قاضی دادگاه موسیان نامه بیاورید تا بتوانیم حقوقتان را بدهیم! یعنی پول های ما به امضای قاضی موسیان بستگی داره؟
در آخرین اظهارنظر، نصیری مدیرعامل شرکت بهرهبرداری نفت و گاز غرب در گفتوگو با خبرنگار فارس از توافق برای پرداخت معوقات تا پایان اسفند گذشته و پیگیری جذب رسمی این نیروها خبر داد. اما اسفند گذشته و نوروز هم گذشت، و این ۳۳ نفر هنوز همانجا ایستادهاند؛ زیر بار بیعدالتی، شرمنده خانوادهها، و خسته از وعدههایی که هیچوقت رنگ عمل نگرفت.
طبق گزارشهای میدانی و بررسیهای فنی، با توجه به شرایط خاص میدان نفتی دانان و تجهیز ۱۱ حلقه چاه به ابزارهای پیشرفته، تأمین امنیت، نگهداری و حراست از این چاهها امری ضروری و اجتنابناپذیر است. بر همین اساس، ادامه فعالیت این ۳۳ نفر نه تنها منطقی، بلکه برای حفظ سرمایه ملی، یک الزام محسوب میشود.
اکنون این سوال بیپاسخ باقی مانده: وقتی هر نهاد و مسئولی از خود سلب مسئولیت میکند، صدای این کارگران زحمتکش باید به کجا برسد تا شنیده شود؟
















