علی محمدمرادی / روزی روزگاری در همین سرزمین، در خانههای گِلی اما گرم و پرمهر ایلام، صدای گریه یک نوزاد نوید زندگی میداد. پدران و پدربزرگان ما کمتر از پنج فرزند نداشتند. نگارنده این سطور نیز در خانوادهای با هفت برادر و دو خواهر بزرگ شده است. اما امروز، خانوادههای ایلامی درگیر دغدغههای اقتصادی، با اکراه و نگرانی به فرزند دوم میاندیشند؛ چه برسد به خانوادههای پرجمعیت گذشته.
فرزندآوری؛ از برکت تا باری سنگین
هزینههای سرسامآور نگهداری فرزند از همان روز نخست شروع میشود؛ پوشک، شیر خشک، لباس، و لوازم ضروری دیگر، بار مالی سنگینی را بر دوش خانوادهها میگذارد. پس از آن، مهدکودکها با شهریههای گزاف و مدارس بهاصطلاح “دولتی” که دیگر خبری از تحصیل رایگان در آن نیست، ادامه این مسیر را به چالشی بزرگ بدل میکنند.
بانکها و مسئولان؛ حرف بسیار، عمل هیچ
بانکهایی که باید با پرداخت وام فرزندآوری گرهگشا باشند، تنها به بوروکراسی اداری، ضامنهای عجیب و سختگیریهای بیمورد مشغولاند. حتی دریافت سادهترین خدمات مانند سونوگرافی و آزمایشهای بارداری، هزینهای کمرشکن دارد. در این شرایط، بسیاری از والدین عطای فرزندآوری را به لقایش میبخشند.
فرزندان آینده؛ تنها و بیخویشاوند
ادامه این روند نهفقط به پیری جمعیت منجر میشود، بلکه مفاهیم اجتماعی چون عمو، خاله، دایی، خواهر و برادر، به خاطرهای در تاریخ خواهند پیوست. فرزندان امروز، وابسته به گوشی هوشمند و فضای مجازیاند، نه خانواده. دشمنان این ملت، از همین فضای مجازی نقشه میکشند؛ درحالیکه مسئولان همچنان در خواب غفلتاند.
نتیجهگیری: ایلام در آستانه چالش جدی جمعیتی
استان ایلام با پیشینهای پر افتخار در فرهنگ خانوادهمحور، امروز نیازمند اقدامات عاجل برای جلوگیری از بحران جمعیتی است. اگر مسئولان تنها به شعار بسنده کنند و از عمل خبری نباشد، سکوت خانههای بدون کودک، آیندهای تلخ اما محتمل خواهد بود. مردم ایلام شایسته آیندهای هستند که در آن صدای خنده کودکان طنینانداز باشد.
















